در میان این همه واگویه پرسش.
در میان زنجیره بی پایان بی ایمانان.
در شهر های آکنده از ابلهان.
ای من. ای زندگی. به چه باید دل خوش داشت؟
پاسخ:
به این که تو اینجایی
-که زندگی هست و یگانگی
که نمایش بزرگ هنوز برجاست
تا تو هم کلامی بر آن بیفزایی
والت ویتمن
مردگان را گویا گریزی از فراموش شدن نیست.حتی اگر لباس سیاهت را از تن در نیاوری.حتی اگر هر لحظه خاطراتشان را مرور کنی.
تو در میانه ناباوری خود خواهی ماند. و آنان فراموش خواهند شد. گویا هرگز وجود نداشته اند.
وقتی کودکی با یک بازی کودکانه با میله ی لق یک اتوبوس عظیم ترین حجم شادی را
به جریان در می آورد،هست چه نیازی به وجود من دارد؟